تبليغاتX
شروعی دوباره...
شروعی دوباره...
این روز ها،آسمان مدینه غوغاست!

دیگر عکس و تصویر مدینه و مکه را که می بینم دلم پر می کشد بر آسمان آنجا...

وه که چه حال و هوایی...

ایام جشن و سرور است... نباید از غم شیعه و خون دل یوسف زهرا گفت،،ایشان شادمانند!

آقا جان عیدتان مبارک...

کلی ح ر ف نگفته هست که باید گفت و چاره ای اندیشید...


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط حسام الدين مقدس زاده
خانه تکانی...

به سراغ دلم کی بروم؟!

د.ن:خیال کن که غزالم/محمد اصفهانی - عجیب حال و هوای غریب خراسان را برایم تازه کرده...

می تونین تو یوتیوب ببینید و بشنوید

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد/جدا زدامن مادر، به دام دانه بیفتد
ز نازکی ز ندامت، ز بیم صبح قیامت/بدان نشان که شنیدی،سری به شانه بیفتد
به کارآنکه برون ازبهشت گشته عجب نیست/که در جهنم غربت، به یاد خانه بیفتد
نشان گرفته دلم را، کمان ابروی ماهی/خدای را که مبادا، دل از نشانه بیفتد
دلم به کشتی کربت، به طوف لجه غربت/چو از کرانه ی تربت، به بیکرانه بیفتد
شوم چو ابر بهاران، ز جوش اشک چو باران/که دانه دانه برآید، که دانه دانه بیفتد
جهان دل است و تو جانی، نه بلکه جان جهانی/همه سکندر و دارا، کزین فسانه بیفتد
خیال کن که غزالم، بیا و ضامن من شو/بیا که آتش صیاد، از زبانه بیفتد
الا غریب خراسان، رضا مشو که بمیرد
اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد
حبیب من

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 توسط حسام الدين مقدس زاده

دختر بدرالدجی امشب سه جا دارد عزا

گاه میگوید پدر ، گاهی حسن ، گاهی رضا (علیهم السلام)

 

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

 

د.ن:ای کاش تو این شب ها تصمیم یک تغییر بزرگ حاصل بشه...ای کاش!

التماس دعا...


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1387 توسط حسام الدين مقدس زاده
Blog Skin